X

 

                                                           




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 29 دی 1394 | 0:57 قبل از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام فرشته های خوشگلم عزیزای دلم آنقدر دیر به دیر میام که واقعا

نصف چیزا رو یادم میره بنویسم آنقدر م سرم شلوغ میشه که واقعا وقت

ندارم و خیلی خستم اتفاقای زیادی افتاده بخوام بگم فکر کنم

۱۰تادپست بشه

خیلی وقته ماهگرداتون نیومدم بگم آران خوشگل مهربون ۴سالو۴ماهه

من و باران عروسک ناز ۲سال و ۸ماهه من

روزای سختیه و پشت سرگذاشتیم تقریبا واقعا من تلف شدم یعنی

شیطنتاتون بماند ولی بلاخره سپری شد چون دیر میام دلم نمیخواد

نصفش به نق و نوق بگذره بلاخره ارانم مهد رفتی و یه کممممم عادت

کردی حرف زدنت خیلیییی خوب شده ولی باز کامل نیست گفتم صبر

کنم چند ماه مهد بری اگه کامل نشد دیگه بریم گفتار که لغاتتو درست

تلفظ کنی ۱ماهی هم مربی اومد خونه که بیشتر اومدن اون کمک شد

برای موندن تو مهد

.متاسفانه سامانم خورد عید فطر زمین و آشیل پاش پاره شد و عمل کرد

و گچ گرفتن پاشو که همچنان تو گچه روزای خیلی سختی بود

واقعا.

بارانی شیطون وروجک میخواستم از پوشک بگیرمت که همکاری نکردی

بر بر منو نگاه میکردی میگفتی جیش و پی پی نمیگم. برعکس آران تو

زودتر به حرف افتادی و و خیلی خوب کلماتی تلفظ میکنی

.بگم که خیلی بلایی ماشالا همه رو قورت میدی با نیم وجب قدت

میخواستم بزارم مهد که گفتم ۳سالت بشه ایشالا بعدن.تو این مدت

تولد یسنا جون رفتیم با ارانی

. سامان که پاش اینجوری شد مسافرت و تفریحاتم کنسل شد با این

وضع ولی سعی میکردن گاهی شمارو شهربازی و پارک ببرم خوشگلای

نازنین

. دیگه بگم براتون که واقعا چیزی یادم نمیاد .یادش بخیر سر آرانم همه

چیو لحظه به لحظه مینوشتم ولی متاسفانه سر باران جونم واقعا وقت

نشد و ندارم خیلی دلم میخواد باز بیام و بنویسم دوباره مثل قبل ولی آیا

وقت بشه یا نشه خدا میدونه.

عاشقتونم فسقلی های وورووجکم. سعی میکنم دفعه بعد عکسم بزارم

.دوستتون دارم خیلی زیادددد




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 19 مرداد 1395 | 11:34 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عزیزای من عشقای من خوشگلای نخودای مامانی

انقدر سرگرم میشم طبق معمول که واقعا یادم میره و تنبلی میکنم بیام

ولی اصلاااا دلم نمیاد دیگه نیامو ول کنم حتی ماهگرداتونم دیگه وقت

نمیکنم باران گل مامانی الان 2سال و 6ماهته مثل برق و باد گذشت و

6ماه دیگه میشه 3سالت عروسک نازم آرانم نازم گل مامان4سال و

2ماهته مهربونم

چقدر همه چی زود میگذره وقتی فکرشو میکنی میبینی مامان 2تا

فسقل ریزه میزه شیطونی که تا دیروز همش نق میزدی که خسته شدم

از دست بچه ها البته الانم همچین اروم نیستینااا ولی از قبل خیلی بهتر

شدین

جونم بگه براتون که کلی مشغول بودبم مهمونی پارک گردش بازی

دورهمی مسافرت که بلاخره اومدم عکسارو بزارم و خیالم راحت شه

عاشقتونممم کوچولوهای دوست داشتنی♥♥♥♥♥

هفته پیشم رفتیم مشهدو فرح اباد ساری و 1هفته حسابی بازی کردین




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 10 خرداد 1395 | 11:51 قبل از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عشقای خوشگلم بلاخره بعد 2ماه اومدم برای تولد عزیزترینم آران نازنینم عشقم پسر مهربونم تولدت مبارک وجود من.امسال قسمت شد و تولدو با دوستای خوبمون گرفتیم و خیلی خوب بود خوش گذشت




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 26 فروردين 1395 | 3:18 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام درودونه های نازم خیلی وقت بود زیاد ازتون نمینوشتمو عکس

میزاشتم انقدر کم میام که بابا سامانم گفت وبلاگو کلا جمع کردی  گفتم

نه بابا دلم نمیاد ولی دیر میرم

خلاصه بگم اومدم هرچی مغزم یاری کرد بنویسم از گل پسرم بگه که

کلا تغییر کردی نفسم کارات اخلاقت حرفت انقدر قبلا از بیرون رفتن

تنهایی باهات وحشت داشتم که همه میدونستن استرسفکر میکردم برنمیام

تنهایی از پست ولی الان هزار ماشالا گوش شیطون کر خیلی خوب شدی

چند ماه قبل مهد نوشتمت که 2روز نرفتی ببشتر اصلا خوشم نمیومد تو

هم خیلی بد شدی و وابسته ترسیدی حتی من برم دستشوییابرو

خلاصه داستانی داشتم باور نکردنی تا اینکه باپرس و جو فراوون تصمیم

گرفتم بریم کارگاه مادر و کودک اردیبهشت هفته 2روز 1ساعت باهم

نقاشیو کاردستیو اینا...

از روز اول خیلی بهتر شدی بماند که چقدر گریه و جیغ داشتی و اصلا

دوست نداشتی ولی الان برعکسه حتی روز اول حرف نمیزدی ولی الان

تمام سعیتو میکنی که حرفتو برسونیبغل

انقدر مودبی از وقتی سلام یاد گرفتی هر کیو میبینی انقدر سلام میکنی

تا جواب بدن میگی ییام تو اکثر حرفات ی ا ش نقش اصلیو دارن مثلا

استخرو میگی ایشتخر انقدر دوست داری که نگو سامانم تو ماه چند بار

میبرتت استخر

اعتماد بنفست بهتر شده و مثل قبل خیلی خجالتی نیستی ولی فوقالعاده

مهربونتر شدی واقعا همه دوستت دارن حتی بعضیا بیشتر از بارانچشمک

هوای بارانو که خیلی داری کلا جفتتون جونتون در میره براتون اگه

تنهایی با شما برینم یکیتونو نبریم همش میگیم دادا دادایی دادا ارانه

دادایی بارانم اینم چون باران بهت میگه دادا تو یاد گرفتیماچ البته الان

میگه ایان بهت تو هر وقت دبگه خیلی حال کنی یهو میگی بایانقلب

ولی وای به روزی که دعوا کنید تو صبوری باران خیلی خیلی میزنتت تو

هی صبر میکنی خیلی هم میترسی از سرتق خانومنیشخند ولی یهو چنان

گازی میگیری بمیرم برای بارانم کبود میشه نفسش بالا نمیاد ضعف

میکنه هانگران یا موهاشو میکشی رو زمین میبریخنثی

 باران عروسکم نفسم که خاله ریزس فلفل نبین چه ریزه اتیش پاره

ماشالا به باب اسفنجی میگه ب ب جی اران میگه ده ده جی خندهاینم بگم

ارانم از وقتی به حرف افتادی مغزمونو جوییدی حرف همه که میگفتم

بزار به حرف بیوفته با اینکه خیلی محدوده حرف زدنت نسبت به بقیه

ولی همونایی که بلدیو همش میگیزبان تلفن میگیری دستت همه رو

میگی امیر افشین: اشین سارا:سایا سام :شام خاله:اییه عمه عمو ددی

مامانی بابا بابا جون :باباجی با کلا هر چی بلدی ولی هنوز جمله نمیگی

ولی باران بهتره مثلا میگه تاب تاب عبادی تو اینو کامل نمیتونی بگی

بارانم عروسک خونه خیلی تو دل برویی همچنان با مهسا و مهیا میری و

میایی همسایه هامون جونشون برات در میره قلبتو هم که نگو وقتی از

ما خسته شی سریع مامان مامان میکنی به مهسا متفکربه مهیام میگی

مهنی

بگم که قلدری هستیاااات یعنی همه از دستت فرارین 3سوته همه رو

زیرو میکنی انقدر سلیته یی دختر نگو 1نفره همه رو حریفی سام پرند

اران همه رو ریز ریز کردی خندهولی انقدر خودتو خوب تو دل جا میکنی

که غش و ضعف میکنیم برات دختری دیگه عشوه داری همه بخاطر ریزه

بودنت هم دوستت دارن خیلی بانمکم حرف میزنی

البته از ارانم حرف نزدن یاد گرفتیمنتظر همچنان شصت دستتو میخوری

خفن هنوز از پوشک نگرفتمت و اصرار ندارم الانم بگیرم چون دیدم اران

عقلش رسید خوب بود تو هم دیر میگیرم چون واقعا حس ندارماز خود راضی نسبت

به قبل خوب خیلی خستگی خوابیم و چیزای دیگه بهتر شده ولی چیزای

دیگه رو شده شیطنتاتون که به هم میوفتین عبن دوقلوها دردسر دارین

باهم بیوفتین زلزله میشه

دیگه بگم دندونای نیشتم خیلی دیر در اومد اگه اشتباه نکنم 2سالگی بود

حالا 1، 2ماه عقبتر یا جلوتر کلا بدغذایی اصلن نمیزاری من غذا بهت بدم

اصلا چی بشه من بدم بلدی جورابو کفشتم پا کنیتشویق ولی قربونش برم

اران هیچی قاشقو به زور  میگیره کفشم که تلاش نمیکنه پا کنه دق

میده جوراب و لباسم بماندددددآخ

دیگه همین دیگه فعلا اینا باشه تا بعد تازه به خونه تکونی فکر میکنم

حالم بد میشهسبز خیلی  وقتم هست که سنگینیه بغل کردن اران تازه

خودشو نشون دادو من کمرم داغونهههه زانومم که فلج کلی واسه خودم

ناراحتم جوون جوون چلاقم نیشخندمیبوسمتون فرشته های پاک منماچ




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 29 دی 1394 | 1:40 قبل از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عزیزای دلم عشقای منقلب

انقدر شیطونیتاتون زیاده واقعا نمیتونم و وقت نمیکنم اخرشم تنبلیم میادخجالت

باران نگو فلفل بگو بلا بگو سرتق بگو هزار ماشالا به جونت بیاد 1ریزه

قد و وزن داری ولی هزار ماشالا همه رو حریفه همه ازت مترسناااااسترس

ارانو که کشتی طفلک بچمو البته ارانم به جا پوستتو میکنهنیشخندخداروشکر

خداروشکرحرف زدنت از اران بهتره و اران از تو زیاد یاد گرفته ارانم از

شهریور نسبت به قبل خیلی راه افتادهتشویق ولی کلمات رو ببشتر میگی

دست پا شکسته همینم جای شکر داره

کارگاه مادر و کودکم میریم اونم خیلی خوبه برات

دیگه بگم این چند وقتم زیاد این ور اون رفتیم شمالم رفتیم با دوستامون

دوره داشتیم تولد باران شهربازی رفتیم و با اینا رفتیم باغ وحشو و

خلاصه جاهای دیگهچشمک

عشقای من خدارو شکر میکنم شمارو دارم روز به روز شیرینتر میشید یه

روزای انقدر باهم بازی میکنید ازخنده غش میکنید یه روزی از دعوا باهم

سیاهو کبودین خلاصه داستانی دارم خنده

بعضی روزام میخوام خودمو دار بزنم از دستون انقدر عصبی میشم

خنثیمیخوام لهتون کنم ولی به زودی پشیمونم نیشخنداخرش بگم میمیرم براتون

فرشته های نازمماچ

عزیزای من با اینکه دیر میام ولی تمام سعیمو میکنم باز خاطراتتونو ثبت کنم بغل

از دوستای گل بامعرفتم ممونم میبوسمتونقلب




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 22 دی 1394 | 0:25 قبل از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام گل من عروسک دردونم تولد 2سالگیت مبارک یکی یه دونه نازم

.انشالله عروسیت دختر خوشگلم امیدوارم روز به روز موفقیتتو ببینم

عزیز دلم عاشقتممم شیطونک خوشگلم ماچقلب




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 7 آذر 1394 | 1:12 قبل از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عشقولی من نفس من عزیزم جونم باران بلای ریزه میزه کمتر از 1ماه دیگه تولدته میشه

2سالت عروسک نازم قلبخیلی زبلی ماشالا به جونت بیاد کلمه های زیادی بلدی توک زبونی حرف

میزنی و بامزه مثلا سلامو میگی شلیم

نیشخند خیلی دانایی نسبت به سنت حق ارانم خوردیخنده

خلاصه بگم ووروجکی تربچه خانوم تولد که نمیگیرم ولی 4تایی خوش میگذرونیم عاشقتم فرشته

کوچولومبغل


 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 24 آبان 1394 | 1:28 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عشقولکای نازم نخود فرنگیای خوشگلم قلب

. 23 ماهگی عروسک نازم و 43 ماهگی نفسم مبارکککک.باران فندق ریزه میزم ماه دیگه

تولدته عروس کوچولوی من ریزه میزه قشنگم تو میشی2 ساله عاشقتم من اخه فلفلیبغل

.ماشالا روز به روزززز بلاتر میشید و شیطون

.بلاخره بعد مدتهااااااااا دندون نیشت در اومد بالا سمت چپ تا چند وقت دیگم پایینی سمت راست

در میاد.

عزیزای دلم روزا و ماه های سختی رو پشت سر گذاشتم اذیت و شيطنتو خلاصه چیزای دیگه هر

روز میگم من بهشت نمیخوام اینا بزرگ شن عقلشون برسه بهشته برامنیشخند انقدر همدیگرو

دوستتت دارین از اون ورم به قصد کشت دعوا میکنید سرتقاخنده.باران که دادا دادا از زبونش

نمیوفته ارانم عاشقته هوای تو رو خیلی داره ولی توی بلا هی ارانو میزنی اران بوست میکنه

البته یه  جاهایی خوب حالی میده بهتا.خنده

این چند وقت یه سر شمال رفتیم بعدم عروسی رفتبمو و دیگه همین بابا هم همش ماموریت داره

ماهم کنج خونه دیوارو بغل کردیماز خود راضی.

اران دست و پا شکسته حرف میزنه ولی همه کلماتش با ا.ب . ل ،.و مثلا الو ابو هاپو اپو تبلت

ببی ابی ببو پتو بپو عمه ممه کلا به ب علاقه داری .بارانم چایی چاچی خاله خاله پتو بعله ببهه

بعد بهد باران بگه ارانم میگه اران نگه بارانم نمیگه بارانی یه کلاه قرمزی داره اسمش گاگیه

عاشق اونی همه جا باهاته گاگی جون خلاصه همین دیگه فسقلکاا

 






[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 1:50 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

سلام عروسکای من مهربونای من عزیزای من مثل همیشه عاشقتونمو

دوستتون دارم قلب

قبل از هر چیزی تشکر کنم از دوستای خیلی خوبم که همیشه بهم سر

میزنن و جویای حالمون هستن و منو ببخشن که نمیتونم بیام مثل قبل

دوستتون دارم دوستای با معرفتمبغل

.دوم اینکه بازم تشکر کنم از اون مریضای روانی که میان کل وبلاگو از

فضولی میخونن بعد دری وری میگن از اونجای که من واقعااااا برام مهم

نیست میخواستم بگم انقدر بیایید بنویسید که خسته شین چون من خسته

نمیشم جوابتونم میدم پاکم نمیکنم فقط متاسفم برای خودتو بیچاره اون

بچه یی که داری یا در اینده خواهی داشت و زیر دست تو بزرگ میشه

گاوچران.

ماهگرد 41 و 42 مبارک اران نازم عشق من  مهربونممممممم 

شیرینم.ماچ

ماهگرد 21و22 توهم مبارک باران عروسک ریزه فسقلی فلفلیم.ماچ

13شهریور تولد خودم بود خدایا شکرت که تو تولد 26 سالگیم 2تا

عروسک ناز دارم.دلقک

دیگه بگم که دوتا تولد رفتیم تولد ارمیتا جونو و اوا

جون بارانو بردم ارانم رفت با بابا صفا سیتیچشمک

.با دوستامون رامسر رفتیم و 1هفته یی بودیم.

ارانم عزیزم کم کم داری راه میوفتی.عمو =عمو عمه=عمه زرد=یرد

ابی=ببو هاپو=اپو الو=ابو حموم=مموم اجی=داجیش 6=شششش

123= یک او یه دست و پا=دس پا توپ=اوپ کلا ی و ش و ا تو

کلماتت هستو اینحو نلفظ مبکنیتشویق

عشقم بارانم که ماشالا به جونش حرفارو قشنگ میگه تو و باران حرف

زدتون مثل همه فقط باران یکم بهتر تلفظ میکنه

.باغ پرندگانم رفتیم که خیلی بهتون خوش گذشت و عالی بود، تو این

وسطا 4تایی افتضاح سرماخوردیم که ارانم خیلی حالت بد بود.دیگه

اتفاقای خاصی نیوفتاد عشقای من میبوسمتون♥♥♥♥

ببخشید چون عکسا رو ریختم تو لب تاب دیگه همینارو داشتمو درست

کردم و ادیت کردم نیشخند






[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 7 مهر 1394 | 4:27 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |

 

سلام فرشته های نازم عشقای من دوستتون دارم کلی زیاد

زیادددد.

عکسای نزاشته خیلی دارم ولی گلچینشون کردم تقریبا از عروس خاله

سارا شمالمون گردشو دور همیامون .

یه اتفاق خیلی مهم خوبم 7 امین سالگرد ازدواجمون بود مرداد ماه که

عالی بود.

ارانم تک تک حرف میزنه نی نی و میگه ننی پا رو میگه ولی نه تلفظ

درست عددا رو میشمره خودش دیگه یکم داره راه میاد که گوش بده

مشاوره هم ادامه داره

.بارانم که فلفلی خانوم شینطتاش تمومی نداره ارانو همش میترسونه

دنبالش میکنه میزنتش اخه دختر چقدر وزه یی ماشالاخنده

.اینجام عروسی خاله ساراست که ارانم طفلی صورتش زخم بود

رفته بودیم با خاله سمیرا اینا رشت

پارک و بازی

اینجام با خاله سارا اینا رفته بودیم باغ شهریار

جیگرای من

فلفلی خانوممممممممم

روز دختر مبارک عروسکمممممممم

اینمدورهمی با دوستامون تو پارک بانوانکه اران خورد زمین صورتش واسه عروسی زخم شد

شیرین کاری اقا اران/کرمای بارانو بر داشته مالیده همه جاخندونک

عزیزای من تا بعد که بیام انشالا بشه زودددد بوسسسسسسسسسس گنده گنده برای لوبیا های سحر امیزمخندونک




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 1:07 بعد از ظهر | نویسنده : ♥مرجان مامان آران و باران♥ |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 20 صفحه بعد